ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1209

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

شعر عرب معروف است فرو ريزد و آن را به خودى خود نمودار سازد ، و آنگاه يكايك ابيات ديگر را بر همين شيوه بسرايد و فنون وافى بمقصودش را تمام مىكند . و سپس بر حسب اختلاف مضامين و شيوه‌هائى كه در قصيده بايد مراعات شود ابيات را آنچنان بدنبال هم بياورد كه تناسب آنها كاملا محفوظ باشد . و به علت دشوارى مقصد و غرابت فن شعر آن را از لحاظ مهارت در اسلوبهاى شعرى و تشحيذ انديشه‌ها در قالبريزى سخن ، بمنزلهء محك قريحه‌ها ميدانستند و براى سرودن شعر تنها ملكهء سخن عربى كافى نيست ، بلكه شاعر بويژه بايد داراى تلطف و كوشش در رعايت اسلوبهاى خاصى باشد كه عرب بدانها اختصاص يافته و آنها را در شعر به كار برده است ، و ما در اينجا مدلول لفظ [ 1 ] اسلوب ( سبك ) را در نزد صاحبان اين صناعت و آنچه را در اطلاقشان بدان اراده مىكنند ياد مىكنيم : بايد دانست كه اسلوب همچون نوردى است كه تركيب‌ها را بر آن ميبافند يا مانند قالبى است كه سخن را در آن قالبريزى ميكنند . و نبايد تصور كرد كه در اسلوب دلالت سخن را بر اصل معنى كه مربوط باعراب ( نحو ) است در نظر ميگيرند . يا به دلالت سخن بر كمال معنى كه از خواص تركيبات مربوط بعلم بلاغت و بيان است توجه ميكنند ، يا وزن شعر را بر حسب استعمالات عرب مورد دقت قرار ميدهند كه مربوط به علم عروض است و بنابر اين سه دانش ياد كرده بهيچرو مربوط به اين فن شعر نيست بكه اسلوب شعر عبارت از صورتى ذهنى است مخصوص تركيب‌هاى منظوم و كلى باعتبار انطباق آن بر هر تركيب خاصى و ذهن اين صورت را از عين يا ذات تركيبها منتزع مىكند و آن را مانند قالب يا نوردى به خيال ميسپرد سپس تركيباتى را كه در نزد عرب از لحاظ اعراب و بيان صحيح است برميگزيند و آنها را ببهترين ترتيبى قالبريزى مىكند همچنانكه بنّا به قالب گيرى ميپردازد يا

--> [ 1 - ) ] در چاپ « پ » مدلول لفظة الاسلوب و در نسخهء خطى « ينى جامع » مدلول الاسلوب و در چاپهاى مصر و بيروت سلوك الاسلوب است .